به بهانه گلشیفته فراهانی: ذهن دین زده،جامعه دینی،و تأثیر آن بر ادراک

دیشب خیلی‌ بهم خوش گذشت! در جمعی‌ بودم که همه ایرانی‌ بودن، خنده رو، و شاد. بحث‌های خوبی‌ در مورد وقایع اتفاقیه همچون گلشیفته فراهانی کردیم. چیزی که خیلی‌ برای من جالب بود این بود که با تشبیه کار گلشیفته به کار پیامبران،ایرانیان توجه بیشتری به حرف مخاطب میکنند، و در آخر بیان میکنند که “حرف جالبی‌ بود،” “باید بیشتر فکر کنم.” مثلا، با تشبیه کار گلشیفته به کار حضرت ابراهیم که تمام بت‌های بزرگترین و مهم‌ترین بتکده شهر اور را خراب کرد، افراد متوجه وجوه دیگر کار گلشیفته میشوند. البته دیشب اولین بار نبود که از تمثیل پیامبر گونه استفاده کردم، ولی‌ تأثیر این جور تمثیل‌ها چشم گیر هست.حالا شما ممکن هست بپرسید چرا اینطوری هست؟

من فکر می‌کنم این موضوع از برکات ۳۲ سال داستانسرایی آخوند‌ها در مدارس ابتدایی،راهنمایی‌،دبیرستان،دانشگاه،رادیو، و تلویزیون هستش. جوری بر مغز همه ما، که در ایران بزرگ شدیم، و مدرسه رفتیم، تأثیر گذاشتند که علیرغم اینکه اغلب جوانان مذهبی‌ نیستند، ولی‌ برای مذهب احترام خاصی‌ قائل هستند.لطفا توجه کنید که این احترام خاصی‌ که برای مذهب قائل هستند هیچ ربطی‌ به وجود فرهنگ تحمل ندارد، که فرهنگ تحمل در ایران وجود ندارد.(اگر فکر می‌کنید فرهنگ تحمل در ایران وجود دارد، لحظه‌ای فکر کنید که برخورد جامعه ایرانی‌ با اهل سنت،دراویش، همجنسگرایان، … چه گونه هست!) بر گردیم به اصل مطلب، عرض می‌کردم که جوانان به حدیث، و قصّه پیامبران توجه خاصی‌ دارند علیرغم اینکه میدونند آخوند‌ها خالی‌ بند، دروغ گو، و ستمگر هستند. این امر شاید به این خاطر باشد که خاطرات بچگی‌ همه ما‌ها از قرائتی و صحبت‌های دینی مملو هست. مثلا،در و دیوار شهر تهران هر سال از سال پیش بیشتر حدیث،و آیه قرآنی، و گٔل واژه خمینی، مطهری، و خامنه‌ای به خود می‌بیند. خب این بر ذهن یک کودک ۷-۸ ساله تأثیر میگذارد، و شاید فکر کند این صحبت‌های دینی ارزش هستند.

به هر حال، کار گلشیفته همچون کار ابراهیم نبی بود، هردو بت شکن بودند.همون طور که همشهری‌های ابراهیم از دست ابراهیم جوان بسیار خشگین شدند و تصمیم به تنبیه وی گرفتن،کار گلشیفته هم ایرانیان زیادی رو خشمگین کرده، و گلشیفته جوان هم همچون ابراهیم محکوم شده که داخل آتش برود. آتشی که هیزمش رو هموطنان ایرانی‌ گلشیفته از هر جایی‌ که توانستن آوردند.

آتش برای ابراهیم “گلستان” شد، و قصّه ابراهیم جاودان شد، قصّه ابراهیم افسانه شد. ولی‌ گلشیفته نه قصّه هست، نه افسانه.گلشیفته در دنیای واقعی‌ زندگی‌ می‌کند، و همه ما  میدونیم پوست انسان در تماس با آتش میسوزد.

 

  شاید گلشیفته نه ابراهیم،بلکه ‌عیسی شد.



Advertisements
Post a comment or leave a trackback: Trackback URL.

Comments

  • mmm  On January 22, 2012 2:57 pm at 2:57 pm

    if ur looking for a prophecy in a nude woman … u need to turn off ur laptop, have a sip of tea and go out to the REAL world and figure out what freedom really is. As an Iranian woman whose grown up in the west, I feel so sad when I see how the narrow supposedly broad minded Iranians define freedom as getting drunk and having sex. Freedom is inherent, innate its a mind set that no one, no law or culture can take away from you. If ur mind is free, so is ur fully clothed body, that’s the prophecy of freedom!

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: